|
|
|
|
|
تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است؛ که همواره افرادی ضعیف الایمان یا منافق و خائن در حلقه یاران رهبران مشروع الهی بودهاند؛ از زن نوح و لوط بگیر که خیانت کردند تا زن برخی پیامبران دیگر که اسرار پیامبر را برای منافقین میبردند. حتی رسول خدا نیزکسانی در کنارش بودند که با وجود ذکر جسارتشان در کتب معتبر پیروان سرسختشان، باز هم پذیرش آن برای ما سنگین است: v رَزیّه یوم الخمیس: مصیبت "قلم و کاغذ" در معتبرترین کتب برادران سنی مان از جمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و نیز با إسناد مستقل شبعی چنین آمده است: پیامبر خدا در بیماری مشرف به ارتحال شان در جمع گروهی از صحابه فرمودند: "قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید، در این حال عمر گفت: این مرد نمیفهمد چه میگوید کتاب خدا ما را بس است: إن الرجل لیهجر كفانا كتاب الله". در حالیکه خود این حرف خلاف قرآن است: " ما آتاکم الرسولُ فخذوه و نهاکم عنه فانتهوا"حشر/7. v سابقه انقلابی و حبط اعمال: البته اینان سابقه انقلابی هم داشتند، چزو "بیعت رضوان"ی ها هم بودند که خداوند در حقشان فرمود "رضی الله عنهم و رضو عنه" اما در کنار آن هم خداوند فرموده است که ملاک وضع حال افراد است و اگر در برابر پیامبر صدایت را بلند کردی و حرفی روی حرف ایشان زدی به حبط عمل مبتلا میشوی: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون" حجرات/2 پیامبر خدا فرمودند: در حضورم چشم در چشم می دوزید و آشفتهگویم میخوانید وای به حال بعد از مرگم، با این حربه عمر اگر هم پیامبر چیزی مینوشت سودی نداشت؛ چون هذیان نوشته بود: انی أراکم تخالفونی و أنا حیّ فکیف بعد موتی. این فاجعه فقط در صحیح بخاریی هفت مرتبه با مضامین مشابه ثبت شده است. v الراد علیهم کالراد علینا: تاریخ برای عبرت ماست، اما انگار ما نیز باید خودمان عبرت دیگران شویم! امام خمینی فرمود: ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاست یا "مخالفت با آن تکذیب ائمه و اسلام است". صحیفه نور، ج10، ص59. یا "چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است؛ يا خدا! يا طاغوت!"صحيفه نور، ج10، ص221. v ترجمه امروزی برخورد عمری با ولی امر: حالا برخی ادعا میکننند که: آری فلانی و فلانی رهبری را دوره کردهاند و وی دچار بمباردمان اطلاعاتی خاصی شده است و امر بر ایشان مشتبه شده است، صرف نظر از تفاوت واژگانی، آیا این جفای بزرگ به رهبری و نظام، ترجمه إن الرجل لیهجر نیست؟ با این تفاوت که به قول نائب امام زمانمان، با ظاهر دلسوزی گریم شده است. v دروغ از آب در آوردن فرمایش رهبر: رهبر فرزانه، در نماز جمعه 21 رمضان88: همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد... [اینها]در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخستوزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند. همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلىشان هم در سطوح بالا بودند... " بنده عرض كردم نشانه اعتماد مردم به اين نظام، حضور 40 ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است؛ آنجا ما گفتيم اين كه 85 درصد مردم مىآيند رأى ميدهند، چهل ميليون پاى صندوقها مىآيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! آخرین نماز جمعه آیتالله هاشمی، خبرگزاری فارس، 26 تیر 88: هاشمی در این نماز جمعه با اصرار و مكرر در مكرر حدود 10 بار بر اعتماد از دست رفته مردم و راه بازگشت آن تاکید کرد: "مسئله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز مقداري مخدوش شده است را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد كه اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را در ادامه عرض ميكنم". "وی با تأكيد مجدد بر لزوم برگردان اعتماد مردم، گفت: البته اين امر يك روزه و يكشبه نميشود و يك جريان طولاني است كه بايد انجام شود ... و در هر صورت يك جوري بايد عمل شود كه اين اعتماد برگردد.... متأسفانه از اين فرصت 5 روزهاي كه رهبري انقلاب به شوراي نگهبان دادند تا اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد" همان v مواردی از استراتژی "لارأی لمن لایطاع" کردن ولی امر: ترور شاخصها 1 و 2 و 3 و 4 و 5 |
||