تبليغاتX
باز باران - تبیین فرمایش رهبری در حرمت لعن مخالفان ولایت
عدالت، بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!

 

v    ضرورت تبری و تولی: در فرایند شکل‌گیری یک رفتار اختیاری چند مرحله وجود دارد: 1. دانش به مطلوبیت رفتار؛ ب. حب و بغض که انگیزه رسیدن به مطلوب یا دور شدن از مبغوض را ایجاد می‌کند؛ د. اراده ایجاد رفتار. دانستن، برای انجام یک رفتار کافی نیست. بلکه باید انگیزه و حب و بغض هم، در کنار آن بنشیند. دانش، کار چراغ ماشین برای راه‌یابی در تاریکی را انجام می‌دهد؛ نقش حب و بغض هم مثل موتور محرک ماشین است که عامل ایجاد حرکت تقربی یا تبرّئی می‌شود؛ گاه عامل حرکت، جاذبه وضع مطلوب است و گاه دافعه وضع موجود.

 

v    عدم تبری- ایدز شخصیتی- عامل فروپاشی: از سویی سامانه فکری و روحی انسان هم مثل سامانه بدنی، با برخی چیزها سنخیت دارد و با برخی چیزها، دچار مسخیت و نسخیت می‌شود؛ بنابراین از آنها تبری می‌جوید. اگر کسی فاقد توان دشمن‌شناسی باشد، بدنی را می‌ماند که دچار ایدز شده است؛ و آرام آرام رام مرگ می‌شود؛ اتفاقی که هدف قرارداد "هلسینکی" میان غرب و شوروی بود؛ طی این قرار داد روابط فرهنگی در میان غرب و شوروی برقرار شد؛ و این یعنی آمریکا و شوروی دشمن هم نیستند؛ وقتی پذیرفتیم که آمریکا دشمن ما نیست، سامانه دشمن شناسی و دفاعی ما هم تضعیف می‌شود و بعد شوروی یا هر کشور یا اندیشه‌ای، مسخ و نسخ می‌شود.

 

v    حب و بغض الهی محکمترین رشته ایمان: همانطور که خداوند متعال فرموده‌اند: کفر ورزیدن به طاغوت (و من یکفر بالطاغوت) و سپس ایمان به خداوند متعال (و یؤمن بالله) ناگسستنی‌ترین و محکمترین رشته ایمان است (فقداستمسک بالعروة الوثقی لانفصام لها) محکم‌ترین رشته ایمان، نه نماز است، نه روزه، نه جهاد،نه ...، بلکه حب و بغض در راه خداوند است (أوثق عُرَی الایمان الحب و البغض فی الله). آن عارف حُبّی! که ذکرش مرگ بر آمریکا و مرگ بر ضد ولایت فقیه نیست، تحلیل ندارد و آنکه تحلیل ندارد در واقع «تهلیل» ندارد و لااله  را از الاالله تحریف کرده است. آنکه مخالفان اسلام ناب، تخریبش نمی‌کنند، خراب است. مگر نه این است که شهید مطهری "جاذبه و دافعه امام علی" نوشت؟ در ظلمتکده مطلوب دشمنان ولایت و مخالفان اسلام ناب، هر مصباح منیری، آماج تیغ طعنه و توطئه و تهمت است، و هر کس که خفاش‌ها در فکر به مسلخ بردندش نیستند، از جنس نور نیست و خاموش است؛ و دشمنان هم نسبت به او خاموشند. حب و بغض اسلامی جاذبه و دافعه ساز است و آنکه دافعه ندارد، علوی نیست! سلام بر مظلومیت مصباح۱

                                

برای نسخ یک جریان، 4 لغزشگاه وجود دارد؛ 1. قهر با خودی؛ 2. عدم جاذبه در حق خودی؛ 3. آشتی با غیرخودی؛ 4.عدم دافعه نسبت به غیرخودی2

رهبر فرزانه انقلاب در نماز جمعه ۸ مرداد ۷۸، به شکل دقیقی "خودی و غیرخودی" را بیان کرده، مردم را همگی خودی ولی جریان‌های سیاسی را به خودی و غیر خودی تقسیم کردند. جالب آنکه در 15/۶/۸۰،  ولی امر مسلمین در جمع خبرگان رهبری به سکوت دوروها و نگرانی پرروها، با 11 بار تکرار واژه خودی، پاسخ می‌دهند: "اين بحث خودى و غيرخودى را که ما دو سال پيش مطرح كرديم و عده‌اى را هم نگران كرد ... جالب اين‌جاست، خيلى از كسانى كه گله مى‌كنند كه چرا گفتيد خودى و غيرخودى، خودشان، مسؤولان نظام و مردم مؤمن را خودى نمى‌دانند - غير خودى مى‌دانند - و به آنها اعتماد نمى‌كنند! مى‌گويند چرا به مردم مى‌فهمانيد كه ما غير خودى هستيم؟!" چرا در جمع خبرگان؟

v    وحدت و همبستگی شرط تحقق جامعه و جامعه شرط تکامل بشر است: اگر وحدت۳ و همبستگی نباشد، "جامعه" نخواهد بود و از آنجا که بشر مدنیّ بالطبع یا مدنیّ بالتطبع است، اگر جامعه نباشد، بشر یا نخواهد بود یاهرگز به تکامل مطلوبش نخواهد رسید. از آنجا که وحدت مفهومی مشکک و طیفی است، به هر میزان که جامعه‌ای منسجم‌تر و همبسته‌ترباشد، زمینه تکاملش بیشتر است. البته عکس قضیه صادق نیست، یعنی لزوما هر جامعه‌ای که همبسته باشد، سعادتمند نیست: "کان الناس أمة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین .... و ما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جائتهم البینات بغیا بینهم ... بقرة/۲۱۳". یعنی وحدت شرط لازم برای شکل‌گیری جامعه است و جامعه شرط لازم برای خوشبختی انسان، و نه شرط کافی.

 

v    تقابل وحدت با تبری: اگر تبری و خودی و غیر خودی نباشد؛ دچار "قرارداد هلسینکی شیطانی" شده، مسخ و نسخ می‌شویم، اگر هم باشد، دچار گسست اجتماعی و نابودی می‌شویم؛ پس چه باید کرد که هم تبری و هم وحدت، هر دو پویا و پایا باشند؟  آنان که ملت سازی می‌کنند و معلم جامعه بشرند، باید هم حبّ ولایت را افزایش دهند و هم بغض دشمنان ولایت را. اما روش تولید حبّ و بغض و راه پویایی و پایایی آن، با توجه به شرایط گوناگون، تغییر می‌کند:

 

v    رشد عقلانیت، راه حل پارادکس وحدت و تبری: یک روز برای بیداری و ایجاد حب و بغض، لازم بود خود فاطمة س به شکل فجیعی شهید شود. گاهی لازم است، حسین‌بن علی به مسلخ برود تا حب و بغض، تولید شود، گاهی به سبب هدایت‌ها و انسان‌سازی‌های ائمة و علمای راستین، مردم به نقطه‌ای می‌رسند که نام حسین و فاطمه، برانگیختگی و بیداری می‌آورد و روایت کوچه و کربلا و محرم و صفر عامل بقای حب و بغض و حرکت تولایی و تبرایی در جامعه می‌شود و مردم به قدری به رشد می‌رسند که رهبرمان یک جمله خطاب به مولایش می‌سوزد، و بهت بزرگی بت‌بزرگ را فرا می گیرد، و جریانی جامعه‌ساز و اموی‌سوز می‌سازد!

 

v    بررسی نقش عقلانیت بالا در ایمان و تولی: با نگاهی به نقش عقلانیت در "ایمان آوردن" مردم، می‌توان تاثیر عقلانیت در بی‌نیازی از عوامل سابق برای زایش و پویایی تبری را بهتر درک کرد. ایمان مردم به خدا، رسول خدا و ائمه‌ای که نه خودشان را دیده‌اند نه معجزه‌شان و کرامتشان را، گویای رشد عقلانیت است؛ 1. ابتدا لازم بود خود خدا هدایت بشر را به عهده بگیرد و به آدم امر و نهی مستقیم کند که سیب نخور و باز هم...؛ 2. سپس لازم بود که پیامبران کارهای عجیب و غریبی معجزه کنند تا مردم ایمان بیاورند؛ 3. بعدا حضور شخص پیامبر برای ایمان انسان ضروری بود؛ 4. کم‌کم بشر با دیدن امام  معصوم می‌توانستند امامی باشند؛ 5. سپس بشر برای هدایت به حضور نائب خاص امام محتاج بود؛ 6. کار که به ما رسید، مردم با نائب عام امام معصوم هم، مومن هستند، آنها نسبت به ولیّ‌امر خود، از حواریون عیسی نسبت به پیامبرشان – با آن همه معجزه و مائده - مومن‌ترند. پارسیان پارسا در برابر تندباد حوادث، نه تنها مائده آسمانی نمی‌خواهند بلکه برای آسمانیان، مائده و عظمت خدا را به تماشا درمی‌آیند.

اینک عقلانیت مردم در سطحی است که با کمترین تحریک «تولایی» نسبت به ولایت بیشترین بیداری «تبرایی» نسبت به تخریب‌کنندگان یا تضعیف کنندگان ولایت حاصل می‌شود.

ـــ لعن مصداقی اول ظالم به حق محمد و آل‌محمد و آخرین تابعش در ظلم به ولایت ممنوع!ــ.ـ

 1. حضرت آيت الله خامنه اي، 14شهریور 78: "اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح... مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي‌دهد، چون حسابگر است. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند"

2. ولی امر مسلمین، 21 مرداد 71، در دولت هاشمی: "در مقابل تهاجم، عناصر مؤمن خودى مى‌توانند بايستند. عناصر مؤمن خودى را، هرجا كه هستند، گرامى بداريد. حرف من اين است... به عناصر خودى تكيه كنيد. منظور من اين نيست كه اگر كسى، جوان انقلابى نيست، دستش را بگيريد بگذاريدش بيرون؛ نه! من مى‌گويم اجازه منزوى شدن عناصر خودى را ندهيد"

۳. نائب امام عصر در جمع مردم استان كردستان‏، 22 اردیبهشت 88: "به آن شيعه‏اى هم كه از روى نادانى و غفلت، يا گاهى از روى غرض به مقدسات اهل سنت اهانت ميكند، عرض ميكنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعى است و خلاف قانونى است"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 15:10  توسط باران  |