در واکاوی ترور مشکوک هاشمی به 24 دلیل و قرینه بر مشکوک بودن ترور وی به روایت همسرش اشاره شد، در این مقاله بر آنیم با نقد شرح ترور آیت الله خامنهای به یک ابهام بزرگ اشاره کنیم:
شیاطین در راستای حذف بازوهای راستین رهبری و بیرقیب ماندن بازوی کاذب، به گرای بسیار دقیق و استثنایی میرسند؛ ترور سیدعلی حسینی خامنهای. برخلاف ترور هاشمی، این دفعه تیم ترور، بسیار زیرک و کارآزموده نشان میدهد. در 6 تیر 1360 و پس از رای مجلس به عدم کفایت سیاسی مردی که شیاطین او را تا شورای انقلاب نفوذ داده بودند، منافقین برای بازیابی ریاست جمهوری از دست رفته، طرح ترور مهمترین فعال ضد نفاق را عملیاتی کردند:
ناگفتههای ترور آیت الله خامنهای از زبان تیم حفاظتی وی به نقل از پایگاه دفترحفظ و نشر آثار آیت الله خامنهای، 1 تیر 1388: "توی حياط جايی برای ضبط صوتها درست كرده بوديم ... ضبط را دست به دست کردند تا كسی شك نكند! من هم فكر كردم ضبط بچههای مسجد است و شك نكردم که چرا اين ضبط مثل بقيه، توی حياط نيست! ولی نفر آخر، از خودشان بود! بله! چون دقيقا ضبط را رو به آقا و سمت چپ ایشان گذاشت ؛ درست مقابل قلب! من رفتم سری به ضبط بزنم. كمی زير و رویش را نگاه كردم و بعد ناخودآگاه آن را گذاشتم سمت راست، كنار ميكروفن، كمی با فاصلهتر از آقا! يك دفعه ميكروفن شروع كرد به سوت كشيدن... . آقا برگشتند و گفتند: اين صدا را درست كنيد يا اصلا خاموش كنيد! منبریها در این مواقع كمی جلو و عقب میروند تا بلكه صدا درست بشود! آقا كمی به عقب و سمت چپ رفتند كه يكدفعه...
ضبط صوت مثل يك دفتر 40برگ از وسط باز شده بود. با ماژيك قرمز هم روی جداره داخلیاش نوشته بودند: "اولين عيدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی!"
.jpg)
.jpg)
.jpg)
وارد درمانگاه شديم، اولين دكتری كه آمد و نبض آقا را گرفت، بیمعطلی گفت: ديگه كار از كار گذشته و رفت! پرستاری جلو آمد و گفت: ببریدش بیمارستان بهارلو. ماشين از در عقب بيمارستان وارد محوطه شد ... دكتری كه از اتاق عمل بيرون میآيد؛ نبض را میگيرد و با اطمينان میگويد: "تمام كرده!". دكتر فاضل خود را به اتاق عمل رسانده، دستور آماده سازی آن میدهد.
دكتر زرگر: رگ پيوندی میخواستيم، پای راست را شكافتيم. رگ دست راست و شبكه عصبیاش كاملا متلاشی شده بود. فقط توانستيم كمی جلوی خونريزی را بگيريم و كمی هم پانسمان كنيم. تصميم بر اين شد كه آقا را ببريم بيمارستان قلب.
دكتر ميلانی: جراحت خيلی سنگين بود، سمت راست بدن پر از تركش و قطعات ضبط صوت بود، حتی يكی از تركشها زير گلوی آقا جا خوش كرده بود. قسمتی از سينه ايشان كاملا سوخته بود! يكی دو تا از دندهها هم شكسته بود. دست راست هم كاملا از كار افتاده بود و از شدت ضربه ورم كرده بود. استخوانهای كتف و سينه كاملا ديده میشد. 37 واحد خونی و فراوردههای خونی به آقا زده بودند كه خود اين تعداد، واكنشهای انعقادی را مختل میكرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شديم پانسمان را باز كنيم و دوباره رگها را مسدود كنيم... خيلی عجيب بود، انگار هيچ چيز به اراده ما نبود...
دكتر منافی: راديو هم اعلام كرده بود جراحت به قلب آقا رسيده، عدهای توی محوطه جلوی اورژانس ايستاده بودند و میگفتند میخواهيم قلبمان را بدهيم... با بالگرد آقا را رسانديم بيمارستان قلب. لوله تنفس داشتند و تا بيمارستان دو بار پایشگر وضعيت نبض، خط ممتد نشان داد... عمل جراحی 3 ساعت طول كشيد و آقا به بخش "آی سی يو" منتقل شدند. شب برای چند لحظه به هوش آمدند...كاغذ خواستند تا چيزی بنويسند... با دست چپ و خيلی آرام و با دقت چند كلمه را به زحمت كنار هم چيدند: همراهان من چطورند؟ از تلويزيون آمدند تا گزارش تهيه كنند، ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد، وقتی پرسيدند حالتان چطور است؟ گفت:
حالا كه سالها از آن روز تلخ میگذرد، شيرينی عيدی گروهك فرقان بيشتر خود را نشان میدهد زیرا فردای آن روز ۷تير بود... روزی که هاشمی هم اتفاقا کمی قبل از انفجار از جلسه بیرون زد.
اگر واقعا این ترور توسط گروهک منافقین فرقان و نه کمیته ایکس یا دیگران طراحی شده بود، چرا روی قطعه بجا مانده از ضبطصوت نوشته بودند: "اولين عيدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی!"
1. اگر این ترور اولین عیدی بود، پس آنان علامه مطهری را ترور نکرده بودند.
2. آنان ترور مشکوک هاشمی را طراحی و اجرا نکرده بودند.
3. به احتمال زیاد چون خامنهای، بهشتی و رجایی هم سنخ و یکی بودهاند، دشمنانشان هم یکی یا یک سنخ بوده است: کمیته ایکس!
۴. آیا آن همه استغاثه سرگشاده و سوزان مولا خامنهای به سید و مولایمان عج برای ایستادگی، هرچند به بهای جانشان، نشان از تهدید سرگشاده تروریستهایی نیست که "مارگزیده را از ریسمان سیاه و سپید میترسانند" و انتظار دارند ایشان از ترس جان، از حمایت جانانه از نسخه جدید رجایی و بهشتی و مطهری زمان؛ علامه مصباح کوتا بیاید؟
اگر ترور شهید مطهری و هاشمی کار آنان بود، دلیلی نداشت که ترور آیت الله خامنهای را اولین ترور بدانند، بلکه افتخار و اقتداری هم برای آنان بود که بنویسند دومین ترور. کسی که دروغگو است و مجبور است هزار و یکی رخنه دروغش را رفو کند، هر چند هم که زیرک باشد، بالاخره یک سر نخ ساده را فراموش میکند و به جای دومین یا سومین هدیه! مینویسد، اولین هدیه! اشتباهی که حتی یک تیم تروریستی ناشی هم مرتکب آن نمیشود. عکس و فیلم ترور