مقام معظم رهبری در سرآغاز خطبه نخست نماز جمعه، 29 خرداد 88: "از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت. در چنين مواردى اين اضطرابهاى گوناگون براى مؤمنينِ به اسلام پيش مىآيد۱ "

یعنی الان هم قرار است همین اتفاقات بیفتد، همین امتیازات داده شود، و همین تشویشها و تردیدها برای اهل ایمان فرا برسد، اما پیشاپیش مردم بدانند که این امتیاز دادنها یک سیاست عظیم مکتوم است که از اول انقلاب تا کنون بوده است و طوفانهای بنیادکن نتوانسته است بر سکینه مردم چیره شود و سخنان ولی امر در این خطبه نماز جمعه درباره ایکس هم نمونهای از آن است و ممکن است مومنین را درباره ماهیت ایکس به تشویش بیندازد، و مردم باید با سکینه بر تردیدها فائق آیند و زمینه ازدیاد ایمان خود و جلب رحمت بیشتر پرودگار را در همراهی با دولت اسلامی فرا هم آورند. همراهی "کج دار و مریز" رهبری با برخی، از همین نوع است و ظاهرا این تدبیر ادامه مییابد و هنوز زمان برای به ذلت نشاندن ایکس و کمیتهایکس مناسب نیست.
قطعا فرمایش مقام عظمای ولایت در نماز جمعه امروز صریحتر از فرمایش ایشان در هنگام رای دادن در خرداد ۷۶ نیست که فرمودند: "هیچ کس برای من مثل هاشمی نیست" اما هنگامی که در جلسه پرسش و پاسخ مورخ 22 اردبیهشت 77 دانشگاه تهران، از این سخن سؤال شد، ایشان پاسخ دادند که "علّتش اين است كه آقاى هاشمى از سال 1336 - يعنى 41 سال - با من همكارى و رفاقت دارد" و بلافاصله اضافه میکنند: "عجيب است كه آقاى خاتمى هم اتّفاقاً همين مقدار با من سابقه دارد۲"
الف. ظاهرا این فرموده رهبری موهم مقایسه نسبی هاشمی و خاتمی است نه مقایسه مطلق؛ همانطور که پرسشگر برداشت کردهاست که منظور از هیچکس با توجه به زمان و مکان بیان آقا، خاتمی بودهاست، اتفاقا خاتمی هم همان سال در مراسم رحلت امام گفت: ...البته هیچکس برای ما امام نمیشود!
ب. علاوه بر این آیت الله خامنهای در سال بعد، حتی این مقایسه نسبی را هم با این سخن که علت امر را فقط رفاقت و همراهی بیان کردند نه چیز بیشتر، و همین علت را بلافاصله در مورد خاتمی هم صادق میدانند، بهم میزنند تا کاملا دلجویی خود را تاکتیکی و مشابه رفتار پیامبر ص و امام علی ع نشان دهند.
با توجه به شرایط بحرانی امروز و بیان صریح نزدیکی بیشتر احمدینژاد به گفتمان رهبری، نسبت به هاشمی، میتوان گفت که حقیقتا هیچ کدام از اینها برای ولی فقیه مثل احمدینژاد نمیشوند. از سویی با توجه به نبود یک سخن مدحتآمیز از سوی مقام رهبری در ۴ سال گذشته نسبت به هاشمی، و اینکه اخیرا به غیر از تهدیدنامه سرگشاده هاشمی، شاهد تغییری در وی نبودهایم، میتوان نیتجه گرفت که دلجویی مبهم و اندک رهبری از هاشمی، از نوع امتیازدهی لفظی پیامبر در حدیبیه بودهاست، که باید به ماجراجویان معترض به اجرای گفتمان ناب انقلاب داده میشد؛ کاری که امام علی علیهالسلام هم درباره عثمان عفان کرد: ایشان در نامه به مردم کوفه نوشت:
شما را از مساله عثمان چنان آگاه کنم که شنیدنش مانند دیدنش باشد؛ مردم عثمان را سرزنش کردند اما من مردی از مهاجرین بودم که بیشتر از او تفقد و رضایتجویی میکردم و کمتر او را سرزنش میکردم: "أمّا بعد فإنّي اُخبركم عن أمر عثمان حتي يكون سمعُه كعيانه، إنّ النّاس طعنوا عليه فكنتُ رجلاً من المهاجرين اُكثِرُ استعتابه و اُقِلُّ عتابه۳..." [استعتابه: استرضاؤه] آیا عثمان درخور استعتاب بیشتر و عتاب کمتر بود؟ یا لیاقتش عتاب بیشتر و استعتاب کمتر بود؟
این است راز برخی دلجوییهای رهبران اسلام از دشمنان گفتمان اسلام ناب!
ـــــــپانوشتــــــــــ
۱. همان ابتدای خطبه نخست معلوم بود که در این عهدنامه قرار است مظلومیت زیادی بر مولا و جبهه حق برود، اما خوشحالیم که مولا فرمود:"من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوهى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت." ("لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله آمنین" و شکستن بت بزرگ) بنابراین منتظر فتح مبین پس از صلح حدیبیه هستیم!
۲. وقتی علت حکمی ذکر شد، هر جا علت باشد حکم هم هست به اصطلاح تعلیل حکم تعمیم میآورد.
۳. نهج البلاغة، مؤسسة النشر الإسلامي، ص ۱۱۴، نامۀ نخست
