تبليغاتX
باز باران
عدالت، بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!

پرس تیوی شبکه ای نسبتا موفق در عرصه شبکه‌های تصویری دنیاست و تا حدی توانسته است اندکی از توانش بسیار جمهور اسلامی ایران را به نمایش درآید؛ اما افسوس از فحش های ناموسی و جنسی رکیکی که در "نظرات" پرس تیوی به حیثنیت نظام و رهبری می‌رود!

چه کسانی مسئول "نظرات" پرس تی وی هستند؟ هر روز فحش‌های ناموسی و جنسی بسیاری در نظرات پرس تیوی به تمام مقدسات و تمام مسئولین نظام روانه می‌شود؛ و پرس تیوی آن‌ها را تایید می‌کند و در بخش نظرات به نمایش می‌گذارد، کلکسیونی از فحش‌هایی که انسان از تصورش هم پیش وجدانش شرمگین می‌شود. خبری که این فاجعه در بخش نظرات آن آمده است، مربوط به راه اندازی شبکه ثامن تیوی است: 

 

نمونه‌ای از توهین‌های همجنس‌بازی به مقامات درجه یک نظام در عکس زیر مشاهده کنید. برای جلوگیری از اشاعه فحشا و زخم ناسور وجدان مردم آزاده دنیا، مجبوریم روی اسامی و عبارات شرم‌سوز این فحش‌ها را رنگ بگیریم!

آدرس این صفحه سایت در بالای عکس قرار دارد ولی احتمال اینکه این صفحه ویرایش شده باشد، وجود دارد، رفویی که خیر دیر اما برای حفظ آبروی مسئول، انجام می‌شود.

شما می‌توانید به آسانی روزی دو سه بار به سایت پرس تیوی بروید و به راحتی این فحش‌های ناموسی را ببینید! اطلاعات ما چه می‌کند؟

 

در این عکس که با "پینت" بخش‌هایی از آن ناخوانا شده است، کثافت نویسی زیادی می‌بینید. کلمات بسیار زشتی را با قرار دادن یک حرف اضافه یا وارد کردن یک عدد در میان آن، از سانسور خودکار سایت عبور داده اند:

کلمه گای را با وارد کردن یک وای اضافه، از سانسور خودکار رد کرده‌اند. کلمه ثامن تیوی را به شکل (سِ مِ ن) نوشته‌اند که بسیار کلمه زشتی است.

کلمه پورن هم به معنای فیلم‌های مبتذل سکسی است. کلمه استاف به معنای ... و کلمه‌ای که با وارد کردن عدد صفر به جای حرف " اُ "  انگلیس آن را از سانسور خودکار عبور داده‌اند به معنای زشت آلت تناسلی مرد است. کلمه ... هم که با وارد کردن عدد 5 انگلیسی در میان حروف آن از سانسور خودکار سایت عبور داده‌اند، به معنای بسیار زشت پشت مرد است. نظرات بعد از نظر "ایرانی" هم می‌تواند زشتی آن نظر را تا اندازه‌ای نشان دهد. شگفتا از این همه حماقت پرس تیوی! به علاوه نظرات توهین آمیز دیگری هم در همین عکس هست. که به دلیل ناموسی نبودنش، آنها را رنگ نگرفتیم.

این فحش‌های شرم آور، گاه تا مدتها در بخش نظرات پرس تی وی می‌ماند و هنگامی که جهالت و حماقت  مسوولین بخش نظرات پرس تیوی ارضاء شد، فحش‌ها را حذف می‌کنند. این کار همیشه آنان است!

در عکس زیر مدت زمان در دسترس بودن این فحشها - مربوط به نظر اسدی- با مقاسه زمان نمایش دادن آن یعنی5:27:53 بامداد به وقت گرینویچ تا ساعت 12:06:05 ثانیه به وقت گرینویچ، معلوم می شود؛ زمانی حدود 7 ساعت! البته این نظرات تا ساعت 14 به وقت جی ام تی، هم در صفحه بود؛ یعنی نظرات مذکور به مدت 9 ساعت در معرض بود. متاسفانه با آخرین ریفرش، صفحه ای که نشان می داد نظرات مذکور 9 ساعت روی خروجی بوده است، از دست ما رفت.

 

پس از انکه نظرات در ساعت حدودا 14به وقت جی ام تی ویرایش شد، تفاوتهای فاحشی در  نام نویسندگان و ساعت ثبت نظرات می بینیم؛ با مقایسه این دو فاکتور در صفحه ویرایش نشده و صفحه پس از ویرایش می توان به این رسوایی فاجعه بار پی برد:

 

بلافاصله با مراکز اطلاعاتی نهادهای مرتبط زنگ زدم تا صفحه را قبل از ویرایش ببینند، و متذکر شدم در صورت فوت وقت، امکان ویرایش صفحه هست، ولی اطلاعات ... که اصلا جواب ندادند و اطلاعات ... هم نیروی متخصصی که بتواند مراتب را با رایانه تطبیق دهد وجودنداشت و هنگامی که برادران متخصص به آن نشانی رفته بودند، نظرات ویرایش شده بود. این هم از سرعت ما! 

افشای هاشمی از زبان سید ح روحانی                     کینه هاشمی در نگاه ابطحی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 20:30  توسط باران  | 

افشای هاشمی از زبان سید حمید روحانی        افشای هاشمی و خاتمی در اعترافات ابطحی

درحالیکه به عقیده 201 تشکل دانشجویی و بسیاری از مردم و نخبگان دینی و سیاسی، نامه سر و ته گشاده هاشمی و تهدیدهای همسر وی در حال رأی دادن و فتنه‌گری‌های دخترش در امامت آشوبها و دیکتاتور خواندن رهبری و نظام مقدس‌مان و پشتیبانی پسرش از فتنه‌گران، خاندان هاشمی باید تحت پیگرد قضایی و امنیتی قرار گیرد؛ و مردم و حتی آشوبگران محاکمه شده، نگران "مأمون" بودن هاشمی و خاندانش در برابر قانون هستند؛ مریدان وی با پر رویی اعجاب آوری، نگران "امام" نبودن وی هستند. شگفتا چه خلایقی دارد خدا!

م انصاری با تکرار سخنان شرم آوری که اخیرا در لفافه گفته می شود؛ خطبه های هاشمی را وحدت بخش و خطبه های غیر او را تفرقه برانگیز خواند. مردم و حتی آشوبگران، از"مأمون" بودن خاندان هاشمی نگرانند و م انصاری از"امام" نبودن هاشمی. عجیبتر اینکه مردم و تاریخ کنونی را از "تحلیلهای عمیق هاشمی" محروم دانست

             خواص که چنین "غلو" کنند، عوام را رسد که" هاشمی اللهی "شو        !ند

هر چه در خطبه‌های آیات بزرگوار جنتی و خاتمی و نائب امام زمان‌مان نگاه میکنیم، بیشتر، همگرایی با مردم و قانون اساسی و روح نماز نمودار می‌شود، و هرچه در آخرین خطبه‌های هاشمی و پیامدهای آن نگاه می‌کنیم، بیشتر تفرقه و قانو شکنی و سرپیچی از ولیّ‌فقیه هویدا می‌شود. احتمالا آقای انصاری این سخنان را از "بر" بر زبان جاری کرده است؛ وگرنه مستند و با چشم باز سخن گفتن، اقتضای دیگری دارد. این یاوه‌ها همان است که برخی نادان در قم و اطراف هم نشخوار می‌کنند. همه می‌دانند که این بلاهت انصاری،  اتهام به رهبری معظم  و شعور مردم و "غلوّ" آشکار درباره نویسنده آتشنامه سرگشاده است. این غالی، مردم و تاریخ کنونی را از آنچه "تحلیل‌های عمیق هاشمی" خواند، محروم دانست و از این نظر متاسف شد!

سایت وابسته به پسر هاشمی که این خبر ایلنا را پوشش داده است، به نقل از مجید انصاری، از فعالان اصلاح‌طلب، رئیس مجمع تشخیص مصلحت را از "برجسته‌ترین ائمه جمعه بعد از انقلاب اسلامی" خواند و گفت که خطبه‌های او "نزدیک‌ترین خطبه‌ها به روح نماز جمعه در اسلام است." و گفت: "خطبه‌های هاشمی بالاترین نمره را خواهد گرفت.". او حتی خطبه‌های آشوبزای هاشمی را "یکی از مراجع مهم تاریخ معاصر ایران" اعلام کرد و  مردم و تاریخ کنونی را از آنچه "تحلیل‌های عمیق هاشمی" خواند، محروم دانست و از این نظر متاسف شد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت، به موازات غلو و نا"سزا"گویی در باره خطبه‌های رئیس مجمع تشخیص، به ناسزاگویی از دیگر خطیبان نماز جمعه پرداخت و مدعی شد که "خطبه‌هایی که توسط برخی از خطبا بیان می‌شود با اهداف انقلاب، وحدت ملی و متانت این جایگاه تناسب ندارد." این مرید دلباخته یا سیاسیکار باخته از مردم، یک جریان را به تلاش برای حذف "نیروهای ریشه‌دار و مورد اعتماد مردم" متهم کرد. مدیحه‌سرایی وی از خطبه‌های رئیس مجمع تشخیص و "وحدت آفرین" خواندن آن ها در حالی صورت گرفته که آخرین خطابه هاشمی رفسنجانی در روز 26 تیرماه یکی از علل اصلی ناآرامی‌های بعدی بود. جالب است که اخیرا سایت حامی هاشمی خبری را پوشش داده است که هاشمی برای "امام" شدن خود شرط هم گذاشته است!!

 بخشی از اخبار مرتبط:

آقای هاشمی! تا کنون کجا بودید؟

"بدترین خطبه" از دوران خطبه خوانی هاشمی

آیت‌الله خاتمی، خطیب جمعه این هفته تهران

برخی‌ها می‌خواهند شرایط بحرانی خود را به کشور نسبت دهند

توضیح منطقی سایت شخصی هاشمی درباره علت حذف یک خبر!

نقدی که هاشمی رفسنجانی به گذشته خود کرد!

تنها در سایه ولایت‌پذیری مسئولان مشکلات حل می‌شود

نماز جمعه همواره مسلمین را به وحدت فراخوانده‌ است

هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه این هفته شرکت نمی‌کند

آیا " تنفیذ رای مردم"، تشریفاتی است؟

بررسی متن حکم و بیانات رهبرمعظم انقلاب در مراسم تنفیذ

65 نفر از 86 عضو خبرگان چه گفتند؟

تلاش حامیان رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی برای مهیا کردن فضا

تریبون نماز جمعه این بار در اختیار خاتمی

هاشمی رفسنجانی: امیدم به رهبر انقلاب است

مرد بحران‏ها چرا این روزها بحران‌آفرینی می‌کند

"بحران اعتماد" در نظام یا "بحران هویت" در جبهه اصلاحات

نمازگزاران بر اطاعت محض از رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردند

عقب‌نشینی پایگاه رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/21ساعت 10:4  توسط باران  | 

خواندنی: خواص که چنین "غلو" کنند عوام را رسد که  هاشمی اللهی شوند        

v  خطا در برگزاری مسابقه بین خرگوش و لاک‌پشت: رفتن‌ها و رفتارهای هر موجودی با توجه به توانش و شرایطش، متفاوت است؛ بنابراین نه لاک‌پشت کند می‌رود و نه خرگوش تند. لاک‌پشت با توجه به توانشی که خدا در وی نهاده است م و خرگوش هم متناسب با سامانه حرکتی خودش می‌دود. و اساسا برگزاری مسابقه میان این دو غلط است! چون کف شرایط‌‌شان هم مشترک نیست.

اما مسابقه و نسبت‌سنجی در افراد یک نوع، مثل ارزیابی حرکت دو انسان یا دو خرگوش، معقول است؛ چون انسان‌ها بر فطرت واحدی هستند و دین هم فطری است، پس در کف شرایط برای مسابقه در دینداری و عبودیت، مشترکند، اما باز هم زمان و مکان، یک روز حسین را هم حسنی می‌کند و روز دیگر همو را سرخ می‌کند.

v   تند روی و کندروی، نسبی یا مطلق؛ آیا تندروی و کندروی نسبی نسبی است؛ یعنی هیچ معیاری فرافردی برای ارزیابی آن نیست؟ یا مطلق مطلق است و همه باید در همه شرایط یکسان عمل کنند تا میانه‌رو باشند؟

مسلما چون فطرت انسان‌ها واحد است و کف مشترکی داریم و وظیفه همه هم بندگی خدای‌مان است، و دین (دستورالعمل) هم فطری است؛ پس حرکت ما نسبی نسبی نیست. اما باز هم چون این "حقیقت"ها فقط بخشی از شرایط رفتار است و بخش دیگر تنگناهای "واقعیت"ها است، پس تندی و کندی مطلق مطلق هم نیست و تا حدی به زمان و مکان و شرایط وابسته است.

v جفای جاهلان و محافظه‌کاران: خیلی‌ها تندروی را نسبی نسبی می‌پندارند؛ مثلا رفتن یا رفتار دو نفر را می بینیم (فرضا خود یا گروه خودمان با فرد یا گروه دیگری) که یکی نسبت به دیگری تندتر است و نتیجه می گیریم که الف تند یا تندرو است. این حالت، به ویژه وقتی اتفاق می‌افتد که ما هم بازیکن و هم داوریم؛ و خیلی زود طرف مقابل را اگر جلو افتاد تندرو میدانیم و اگر عقب افتاد کندرو و اگر با ما بود رفیب و حریفش می‌پنداریم نه یار و مددکار! "بل سوّلت لکم انفسکم امرا" البته ضد استراتژی این وسوسه نفسانی و شیطانی هم همان است که همام شنید: "وهم لانفسهم متّهمون": خوداتهامی!

 علامت جهل هم تندروی است و هم کندروی

v    تست بزنید! حالا بدون اینکه بازیکن باشیم، دو حرکت قابل مقایسه و مسابقه را داوری کنیم؛ الف و ب در حال رفتارند، الف تندتر از ب رفتار می کند؛ به نظر شما کدام یک از قضاوتهای زیر درست و دقیقتر است؟

1.  الف تند می رود.

2.  الف نسبت به ب تند می رود.

3.  الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) تند می‌رود.

4. الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) کند می‌رود.

5.  الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) خوب می‌رود.

6.  الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) تند می‌رود.

7.  الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) کند می‌رود.

8.  الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) خوب می‌رود.

تمام این احتمالات در مورد ب نیز صادق است؛ یعنی تا اینجا 16 احتمال معقول است.

17. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) کند می‌روند.

18. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) تند می‌روند

19. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) خوب می‌روند.

20. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) کند می‌روند.

21. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) تند می‌روند.

22. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) خوب می‌روند.

v  معیار علی (ع) بوده و سید علی است: پس میانه‌ روی و سرعت مطلوب را باید با سرعت "میزان" هماهنگ کرد؛ "علیّ بن ابی‌طالب هو المیزان"! اگر نهج‌البلاغه و داستان عقیل و گردنبند عاریه ای زینب سلام الله علیها و ... را با این نگاه بخوانیم، حتما علی را تندرو می‌دانیم (یعنی ما ناخواسته اگوسنتریست هستیم و همه را با "خود" می‌سنجیم). الگوی ما رفتار سیاسی و اجتماعی انبیا و اوصیای الهی است، نه فلان آخوند بی‌خبر که شیخانه کنج خانه و کتابخانه می‌نشیند و ریش می‌جنباند!

v   فقط امت محمدی ایران؛ آیا فقط تندروی چپها بد است، کندروی راستها و برخی علما چطور؟ و تنها میانه‌روی امت محمدی ایران است که مطلوب است (و کذالک جعلناکم امّة وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس). سلام بر مردم ایران؛ قوم موعود تمام طول آفرینش!

v   میانه‌روی غلط: میانه روی هزگز به معنای حد متوسط سرعت دو فرد/گروه نیست، بلکه به معنای پرهیز از افراط و تفریط "حقیقی" است، نه افراط و تفریط "واقعی"؛ چون دو نفر/جناحی که اکنون مشغول رفتاری هستند چه بسا هر دو کند یا هر دو تند باشند یا یکی فقط 5٪ تند و دیگری 95٪ کند است، آیا ما باید حاصل جمع سرعت آنان را تقسیم بر دو کنیم و میانه‌رو باشیم؟ افسوس که معیار تندروی و کندروی کنونی، معیار کمّی و واقعیت‌زده و حقیقت‌گریز و بسیار غلط است! اگر یکی با سرعت 200 kmو دیگری با سرعت 180 kmدر خیابانی حرکت می‌کنند، آیا میانه‌روی، به معنای مرغوبیت حرکتی با سرعت 190 km در ساعت است؟

v   عرفی که به قعر نفرت مردم سقوط کرد، معیار نیست: عیار معیارهای آن عرفی که به غیبت مخوف امام زمان‌مان عجل الله تعالی فرجه الشریف خو کرده، و آبروی انتظار را برده است، چند است؟ عرفی که هل من ناصر امام حیّ‌شان را نمی‌شنوند! حتی نهیب نائبش را هم سکوت می‌شوند تا به قعر نفرت امت سقوط کنند؛ امتی که هر صبح جمعه، و حتی بر لب صندوق‌های رای‌شان، زمزمه ندبه است: أین محیی معالم الدین و اهله! کجاست آنکه بیاید و معالم دین و اهل آن را (که مرده یا محتضرند) احیا کند!

v    احتیاط‌های ضد احتیاط: جاهل یا مفرط است یا مفرّط و تندروی نسبت به "میزان" خیلی بد و خطرناک است درست به همان اندازه که کندروی خطرناک است: المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق؛ هر چند احتیاط شرط عقل است اما بسا احتیاط هایی که ضد احتیاط است! نائب امام زمان عج: کنار کشیدن و سکوت کردن هم جزو فتنه‌زدگی است!

v    ملامت‌گریزی یا ملامت‌گزیری: شما را به مصائب زینب سوگند! ژست روشنفکری و میانه‌روی کاذب را کنار بگذاریم، از ولایت مرتد نشویم! والله ما را گزیری جز "ملامت" محافظه‌کاران و ناآگاهان نیست! مبادا غذای ذهنمان روزنامه‌هایی باشند که از دستمال استنجاء ابلیس هم کثیف‌ترند! از مائده/54 الهی تغذیه کنیم: "یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه أذلّة علی المؤمنین أعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائم..." از ملامت نهراسیم!با مومنان، نرم و با حق پوشان، سخت باشیم تا قوم موعود باشیم!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 22:54  توسط باران  | 

السلام علیک یا علی بن موس الرضا 

امام رضا علیه السلام در حدیث مشهور به سلسلة الذهب فرمودند که کلمه لااله الا الله دژ محکم من است و هر کس در دژ من وارد شود از عذاب ایمن است به شرط اینکه مرا بپذیرد! اما ترجمه به روز حدیث امام رضا از زبان سلاله ائمه طاهرین، امام خمینی: مخالفت ورزیدن با ولایت فقیه تکذیب ائمه و اسلام است۱. یعنی امروز ولایت سیاسی امام رضا در ولایت فقیه ادامه دارد.

تکذیب امام۲ خامنه ای تکذیب ائمه علیهم السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همانطور که خودشان فرموده اند که "در پیشامدها به راویان احادیث ما مراجعه کنید که حجت ما بر شمایند و ما حجت خدا بر اینانیم و کسی که آنان را رد کند ما را رد کرده است و کسی که ما را رد کند خدا را رد کرده است". اصول كافي، ج۱، ص۶۷.

 گناه بزرگ را نبخشند؛ که خلیفه خدا را ولیعهد ابلیس بخوانند

مسلم است که مجموع فقها امکان حاکمیت هم زمان در حوزه حکومت ندارند و از میان آنان باید یکی از بهترین شان حکومت کند؛ تا آنارشیسم و هرج و مرج به وجود نیاید. و معقولترین راه برای انتخاب بهترین و متخصصترین فرد هم رجوع به خبره ها است.

آیا ولایت مطلقه فقیه شرک است: اول اینکه شرک بودن به معنای این است که در عرض ولایت خداوند، موجودی دیگری حتی معصومین را دارای ذره ای ولایت بدانیم و ربطی به مطلق یا مقید بودن دایره ولایت ندارد. دوم اینکه منظور از ولایت مطلقه فقیه این است که فقیه، فقط در تمام امور مربوط به حوزه حکومت اختیار دارد، نه اینکه مثل خدا یا امام معصوم تمام اختیارات مربوط به حوزه زندگی شخصی بشر هم در دست او باشد. و این که گفته می شود ولایت "مطلقه" فقیه، یعنی مطلق و رها بودن از قید محدودیت ولایت فقیه در "امور حسبه (امور اضطراری مسلمین) و قضا" که برخی گفته اند؛ مثلا این که ولایت فقیه، فقط در حوزه مسائل فضایی یا سرپرستی بی کسان و .. است. و این مطلقه غیر از مطلقه ای است که در مورد حق حاکمیت خداوند بر جهان هستی گفته می شود.

-------------------

1. صحيفه امام، ج‏10، ص 58 و 59: "شما بايد دنبال ملت باشيد! بايد هوادار ملت باشيد! شما اين‌قدر اشكال به برنامه‏هاى اسلامى نكنيد! شمايى كه از اسلام هستيد لكن از اسلام درست اطلاع نداريد، شيعه هستيد لكن از احكام ائمه- عليهم السلام- درست مطلع نيستيد؛ اين‌قدر كارشكنى نكنيد. ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى، همه بايد تبعيت كنيد! اگر تبعيت نكنيد محو خواهيد شد! نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لکن، با ولايت فقيه اسلام تباه مى‏شود! اين معنايش تكذيب ائمه است؛ تكذيب اسلام است!"

۲. "امام" و "ولیّ امر" خطاب کردن ولی فقیه، امری شرعی و قانونی است نه افراطیگری! و مردم هم به آن رای داده اند: اصل ۵۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: "قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارت‏اند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‏گردند..."

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 0:4  توسط باران  |