انا لله و انا اليه راجعون
عید آمد اما مباركي اش را "مبارك" و "عبدالله" روساي مصر و عربستان به مسلمانان و مستضعفان جهان سياه كردند! "كجاست نابودكنندۀ اهل لجبازي و گمراهي و الحاد" ؟
سلام بر مخلوقات مظلوم غزه!
سلام بر معصوميت كودكان بي شير غزه!
سلام بر مادراني كه كودكانشان را روي دست خود از دست ميدهند!
جاي "عباس" خيلي خاليه؟ جاي ساقي!
خدايا با حاميان صهيونيزم، چه بايد كرد؟ با وهابيها، با سران كثيف عرب، با خريداران و فروشندگان كالاهاي شركتهاي حامي صهيونيزم، با شركت نستلۀ ايران و خوشگوار مشهد كه با پول ملت مسلمان ايران خشاب صهيونيستها را پر ميكنند، با جهالت مدير برنامۀ آموزش آشپزي شبكۀ دو سيماي جمهوري گل نرگس عجل الله تعالي فرجه كه محصولات "مگي" را تبليغ ميكنه! يه روزي همين بچههاي مظلوم گلويتان را خواهد فشرد. بترسيد از خشم و قهر و عذاب الهي! بس كنيد!

خدايا توي اين عصر عرفه ازت ميخواهيم كه مسوولين بيمسئوليت وزارت خارجه را توجه و شعوري عنايت كني كه حالا ديگه بعد از حدود ۲۰ سال از تصويب قانون حمايت از فلسطين يه كاري بكنن!
و تبصرۀ آن قانون كه وظيفۀ معرفي شركتهاي حامي صهيونيست را در ظرف مدت يك سال به عهدۀ وزارت خارجه گذاشته بود به حرمت معصوميت اين قريانيها، از غربت در آرن. ديگه بسّه!!۱
مهدي فاطمه تسليت! عباس بن علي بن ابي طالب تسليت! دوباره كودكان، بيآب و شير ماندهاند آقا!
خدايا ميترسم از عذابت بر خودم و كوتاهيهايم در جلوگيري از اين مصائب بر مخلوقات تو! خدايا توي اين عصر مبارك و در حين زمزمۀ دعاي عرفه ازت ميخواهيم مهدي جانمان را بفرستي!
نمايندگان مجلس! مسوولين دولت! دانشگاهيان عزيز! روحانيت اصيل! مردم شريف! بياييد كاري كنيم! اوضاع وحشتناك غزه، ننگ آدمهاست. هيچ موجود ديگري اين همه پست نمي يابيد كه بعضي انسانها! اطلاعات بيشتر دربارۀ شركتهاي حامي صهيونيزم، فتاوا و قوانين موجود دربارۀ آن: http://baharbia.blogfa.com/post-42.aspx

عكسهاي بيشتر را در ادامۀ مطلب ببينيد.
ادامه مطلب
رئیس خبرگان پس از سخنان تندش در ۲۶ آبان، اينك براي در امان ماندن از پيامدهاي آن،در حاليكه نائب امام زمان عجل الله فرجه در ۴ سال گذشته با بياعتنايي -حتي پس از انتخاب هاشمي به رياست خبرگان - او را نواخته است، با روي آوردن به ادبيات چاله ميداني گفت: "عشق من آقاي خامنهاي است" خبرگزاري فارس: http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709021528
تا هم سخنان پيشينش بر جا باشد و هم از تبيين پيسني آن در امان باشد و هم آن حرفها را سخنان يك يار غار و صحابي سرّ و عاشق مقام عظماي ولايت جلوه دهد.
ولي امر مسلمین در جمع هيأت دولت دوم شهريور 87 : "... مىبينيد همهشان واقعاً مثل جنگ احزاب دست به دست هم دادهاند و دارند فشار مىآورند كه اين دولت را بكوبند ..." منبع: سايت ولي امر مد ظله العالي: http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=4009
"آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها" "حتّى بعضى از نقاط قوّت را به عنوان نقطه ضعف معرفى كردن". همان
"ما امروز در مقابله با استكبار، در سياست خارجى زبانمان، زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى [كي؟] بيايند همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كارى كردهايد كه فلان دولتها از شما خوششان نيايد" همان
هاشمي: "مگر ميشود در دنيايي كه به دهكدۀ جهاني تبديل شده تعامل نكنيم؟ مگر ميشود با ستيز با ديگران و در پيش گرفتن سياست ستيز، درگيري و تهاجم جلو برويم؟..." ايسنا، ۲۶ آبان ۸۷ . http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1235965 .
ولي امر: "انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند! انتقاد بكنند"سايت رهبري معظم : همان


"امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند؛ ليكن هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعهاى [مثلا؟] كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعه بشرى و در نظام زندگى انسان بوجود مىآورند. "ستيزه با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است" اين هم يكى از خصوصيات دولت نهم است كه خوشبختانه برجسته است" همان
"مسألۀ اعادۀ عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و زيادهطلبى ديگران و ترك شرمندگى در برابر غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس ميكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به رشد بالايى برسد؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در برابر متعرضين و مستهزئين، شرمندۀ اظهارات و جايگاه خود نباشد"همان
ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ اين را شما نداريد" همان
نتيجۀ قسمت دوم:
۱. بعضي حتي نقاط قوت دولت را هم نقطه ضعف ميبينند.
۲. مطابق ملاك رهبري اين كار تخريب است.
۳. تخريب گر خائن به نظام و كشور است.
