|
|
|
|
|
باسمه تعالي جناب حجت الاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني با سلام و احترام و با آرزوي سلامتي براي آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجهالشريف) و نايب برحقشان مقام معظم رهبري و دعا براي پيروزي رزمندگان اسلام.
|
||
|
|
|
|
|
پاسخ خاندان هاشمی به نامه اول فضلای قم، منبع مطلب فرزندان جوان حوزههاي علميه و برادران عزيز طلبه! سئوالات شما را در آن نشريه ديديم و خوانديم و متأسف شديم. نه از اين جهت كه چرا سئوال ميكنيد، بلكه از اين جهت كه گلايه كردهايد چرا به سئوالات پاسخ نميدهند. در صورتي كه خود آيتالله هاشمي رفسنجاني چندي پيش در ديدار با جمعي از وعاظ و طلبههاي حوزههاي علميه، از نبود نقاديهاي كارساز در حوزهها گلايه كرد و گفت: "متأسفانه بعد از انقلاب گروهي با ايجاد فضاي بسته در حوزهها، جرأت نقد و ابراز نظر را از طلبهها گرفتهاند." بعيد است بدين زودي فراموش كرده باشيد كه چندي پيش در زيرزمين مدرسه فيضيه يك جلسه بسيار باز همراه با پرسش و پاسخهاي بسيار داشتيد. اتفاقاً در آن جلسه درباره خيلي از شبهاتي كه در اين به اصطلاح رنجنامه آمده، پاسخ داده بود. متأسفانه گويا بعضيها تصميم گرفتهاند اصلاً جوابهاي ايشان، دفتر ايشان و ديگران را نشنوند و فقط بپرسند. تأسف بيشتر از اين رنجنامه توضيحاتي بود كه در حواشي سئوالات مطرح شده بود: الف) ولايت فقيه: جاي تأسف است كه از اين كلام امام (ره) برآشفته شدهايد كه ايشان مشروعيت را به مردم ميدادند و براي توجيه اين برآشفتگي، به سخنان آن پير روشن ضمير استناد كردهايد. 1- شما هم مسير همين ملت را طي كنيد و با ملت باشيد، حساب خودتان را از ملت جدا نكنيد... بايد دنبال ملت باشيد. بايد هوادار ملت باشيد. (صحيفه امام، جلد 10، صص 58 و 59) 1- اسلام دين قانون است. پيغمبر هم خلاف قانون نميتوانست بكند... خدا به پيغمبر ميگويد كه اگر يك حرف خلافي بزني، رگ و تينت(گردنت) [اشاره به آيات 44 تا 46 سوره الحاقه] را قطع ميكنيم. حكم قانون است. غير از قانون الهي كسي حكومت ندارد. براي هيچ كس حكومت نيست، نه فقيه و نه غير فقيه، همه تحت قانون عمل ميكنند. (صحيفه امام، جلد 10، ص 353) ب) شوراي رهبري: اولاً آنچه را كه آيتالله هاشمي رفسنجاني از مدتها پيش و براي اولين بار در جمع علما، فضلا و طلاب حوزه علميه مشهد و بعدها در حوزه علميه قم مطرح كرد، شوراي فتوا بود و نه شوراي رهبري. ثانياً چون اين موضوع را به شكل وارونه و از طريق رنجنامه در نشريات منتشر كرديد، بايد توضيح داد تا شبههاي كه در اذهان شما ايجاد شده، فراگيرتر نشود: ج)شايعات مربوط به مسائل اقتصادي: سابقه اوج اين تهمتها به دو سال اول پيروزي انقلاب برميگردد. گروهكهاي ضدانقلاب كه آقاي هاشميرفسنجاني را سد راه خودشان ميديدند، متوسل به اين تهمت شدند و به هريك از افراد موثر خط امام تهمتهايي زدند و براي آقاي هاشمي اين تهمت را انتخاب كردند. اوايل پيروزي انقلاب كه آقاي هاشمي رفسنجاني به تبريز رفته بود، در دانشگاه پلاكاردهايي با مضامين "هاشمي با فلان مقدار سرمايه آمده" نصب كرده بودند. ريشه اين تفكر به سالها قبل از انقلاب برميگردد كه كمكهاي به مبارزين انقلاب، از طريق ايشان تقسيم ميشد و پس از مشخص شدن انحراف منافقين، كمكها را قطع كرد و آنها كه شروع به شايعهپراكني كردند، آنقدر موفق شدند كه نيروهاي متدين هم عليرغم پاسخهاي مكرر و حتّي اعلام رسمي رئيس قوه قضائيه وقت، آيتالله يزدي، همچنان آن حرفها را ميزنند. طبق قانون اساسي، رئيس جمهور وقتي شروع به كار ميكند و وقتي دورهاش به اتمام ميرسد، بايد ليست داراييهاي خود، فرزندان و همسرش را به قوه قضاييه بدهد. من همين كار را در هر دو دوره كردم. آيتالله يزدي آخرين بار بررسي كردند و ديدند كم شده است. رسماً هم اعلان كردند. طلبههاي عزيز! بياييد خطاب شبنامههاي خويش را عوض كنيد. يكبار به سازمان بازرسي كل كشور و نهادها، سازمانها و ارگانهاي مربوطه بنويسيد كه چرا در بيان سرمايههاي خاندان هاشمي كوتاهي ميكنيد؟ شايد از اين طريق آنان را قانع كنيد كه يافتههاي خويش را در بارها بازرسي از سرمايههاي هاشمي و خانواده ايشان حداقل براي يكبار هم كه شده بگويند؟ مطمئناً عدم اعلام نتايج بازرسيهاي مكرّر توسط اين سازمانها در ايجاد چنين ذهنيتهاي اشتباهي بيتأثير نبوده است. طلبههاي جوان و آينده سازان حوزه دين و فرهنگ! بگذاريد صريح بگوييم كه در پيش و پس مسير تفكرات شما، تارهايي از افراط و تفريط تنيدهاند و ميخواهند جريان معتدل جامعه را كه نماد و مصداق اتمّ آن "آيتالله هاشميرفسنجاني" است، مشوه و بد جلوه دهند. به اين تناقض آشكار توجه كنيد تا متوجه عمق توطئه شيطنتآميز خط افراط و تفريط شويد. 1 مخالفان جنگ تحميلي عراق عليه ايران ميگويند: هاشميرفسنجاني نميگذاشت جنگ تمام شود تا اين همه خسارات مادي و معنوي به كشور وارد نشود. 2 مخالفان پايان جنگ تحميلي عراق عليه ايران ميگويند: هاشميرفسنجاني بود كه جنگ را تمام كرد و در باغ شهادت را به روي مشتاقان بيشمار بست. ح) برابري حقوق زن و مرد: به تلخيهاي انتخابات نهم رياست جمهوري اشاره كرديد و گفتيد: ارزشها و آرمانهاي نظام اسلامي به حراج رفت. اتفاقاً در اين زمينه "جانا سخن از زبان ما ميگوييد " چه كساني بر ارزشهاي انقلاب اسلامي در مصاحبههاي زنده تلويزيوني چوب حراج ميزدند؟ چه كساني براي تبليغات نداشتههاي خويش مجبور بودند به تخريب 16 سال عملكرد نظام اسلامي بپردازند؟ آن را بهانه كرديد و تفاوت ديه زن و مرد را پيش كشيديد و گفتيد: "چرا هاشمي رفسنجاني گفت: بايد قانون مدني كه دهها سال پيش نوشته شده، بررسي و اصلاح شود؟" جاي تعجب است كه شما تفاوت قانون شرعي و مدني را نميدانيد؟ قانون مدني ايران سالها پيش از انقلاب اسلامي نوشته شده و هنوز به آن استناد ميشود. جهت اطلاع شما بگوييم كه رهبري معظم انقلاب هم يك بار دستور بررسي ريشهاي اين قانون را صادر كردند. آنچه در آن مصاحبه از ايشان پرسيدند و ايشان جواب دادند، حقوق زنان در جامعه اسلامي بود و نه برابري ديه زن ومرد. حتي سخني از سبّ نبي نبود. كدام مسلمان ميتواند سب نبي را ببخشد؟ مگر ميتوان با احكام مسلّم اسلامي برخوردهاي روزمره داشت؟ |
||
|
|
|
|
|
نامه نخست فضلای قم به هاشمی، نشانی منبع
«اگر رئيسجمهور به نصب وليفقيه نباشد طاغوت است» (همان ج 9 ص 352) اين سخنان نمونهاي از صدها فراز صحبت آن پير فرزانه در مورد منشاء مشروعيت قدرت و حكومت اسلامي است و اكنون آيا سخن شما تحريف سخنان امام راحل نيست؟
جنابعالي در اين مورد ميگوييد: «امام با شورا (شوراي رهبري) مخالف بود اما من و آقاي طالقاني طرفدار شورا بوديم و حذف شوراي رهبري از قانون اساسي درسال 68 بيخود بود.» (سالنامة شرق 83، ص 72) و براي اثبات مدعاي خود تصريح مي كنيد كه: «براي ادارة حكومت نميتوان به فتواي يك نفر خواه هر فردي باشد عمل كنيم. بايد شورايي در كشور باشد كه مسائل اساسي جامعه را بررسي كند تا نظرات اين شورا پشتوانة قوانين باشد.» (روزنامة مردمسالاري، 26/6/82 ص 3)
توفيق روز افزون. طول عمر و تأييدات الهي را برايتان از خداوند منان خواهانيم. جمعي ازطلاب و فضلاء حوزه علميه قم
|
||
|
|
|
|
|
با سلام و تبریك ماه رجب فلسطين ارض موعود و قبلۀ يهود است، چرا در دست مسلمانان باشد؟ آيا رواست كعبۀ ما در اشغال يهود باشد؟ و چرا ايرانيان بايد هزينۀ سكونت عربها در فلسطين را بپردازند؟ ۱. يهودي و نصراني و زردشتي و ... همه مسلمانند۱ به شرط ايمان به خدا و آنچه نازل شده و پذيرش نبوت پيامبري كه مصدق آنان است۲ . پس ارض مقدس يهودي، ارض مقدس مسلمان هم هست، و اگر يهودي دست از اسلام مذكور بشويد، ارض مقدس، ارض موعود متقين۳ است: " اوفوا بعهدي اوف بعهدكم" به پيمانم وفا كنيد تا به پيمانتان وفا كنم: بقرة /۴۰ . در تورات هم شرط ورود به سرزمين موعود ايمان و عمل صالح يهوديان ذكر شده است. ۲. پس هر كس كه ايمان به خدا دارد بايد به عنوان حزبالله و جنود خدا به نصرالله ايمان داشته باشد و براي جلوگيري از هجوم يهود به ارض موعود و اخراج آنها بكوشد. مطابق مشيت الهي در قرآن و آنچه هم اينك يهوديان مخالف صهيونيزم ادعا ميكنند، يهوديان ستمگر بايد تا قيامت در خفت و ذلت باشند۴ . پس رها كردن صهيونيزم يعني عصيان امر الهي. ۳. كعبه، حق مسلمانان است چنانكه ارض مقدس هم سرزمين موعود متقين است. و اينكه صهيونيزم خود را محق بداند دليلي بر حقانيت آنان نيست و نميتوان به تكافؤ ادله استناد كرد۵ ۴. مؤمنين و حتي انسانهاي مستضعف، اعضاي يك پيكرند، بنابراين پيامبر خدا فرموده است: " هر كس صداي ياريخواهي كسي را بشنود و اجابت نكند مسلمان نيست" . شرط ياري كردن مظلوم حتي مسلمان بودن هم نيست. در عين اينكه مسلماني به شهادتين است، نه شيعه بودن. ۵. پس سرطان حتما نبايد در دست باشد تا دست به تكاپو افتد، يا در سر باشد تا مغز برايش فكري كند، يا در فلب باشد تا ... سرطان كه وارد پيكري شد همۀ پيكر بايد... ، سامانۀ دفاعي بدن هم عين سامانۀ دفاعي جامعه است ؛ همانطور كه سامانۀ دفاعي كل بدن در برابر بيماري بسيج ميشود، سامانۀ دفاعي كل جامعه بشري هم براي رفع ظلم بايد بسيج شود: " و شما را چه شده است كه در راه خدا و براي (نجات) مردان و زنان و كودكان مستضعف نميجنگيد آنها كه ميگويند: پروردگارا ! ما را بيرون بر از اين آبادي كه اهلش ستمگرند و براي ما سرپرستي قرار بده و برايمان ياريگري قرار بده!"۶ براي فهم اين مطلب مسلماني هم لازم نيست، بشر هم با تأسيس سازمان ملل و شوراي امنيت همين را وانمود ميكند. مگر اينكه سامانۀ دفاعي بدن يا جامعۀ انساني يا ايران اسلاميمان دچار ايدز شده باشد. ۶. جالب است بدانيم مطابق آنچه در پروتكلهاي صهيون آمده است فقط صهيونيستها انسانند و بقيه مثل حيواني كه - براي خوشامد صهيونيستها به شكل آدمند - در خدمت آنهايند، حتي ايرانيها، منتها ما ميتوانيم اولين دوست و آخرين دشمن و خوراك آنها باشيم ( همانطور كه زمان شاه پيش ميرفتيم) و ميـتوانيم جزء حزب الله الغالب و ناصران خدا باشيم. ضمنا علاوه بر نيل تا فرات ( دو خط آبي كه در بالا و پايين ستارۀ داود پرچم اسرائيل است) بخشهايي از ايران هم در نقشۀ آيندۀ اسرائيل است،چون دو خط آبي در منتهاي بالا و پايين نفشه نيست، بلكه در ادامۀ پرچم آنان حاشيۀ امن سفيدي است، همان حياط خلوت اسرائيل! البته آنان در پي بازيافت حاكميت داودع و سليمان ع بر همۀ زمينند.
۷. حتي آنان كه دين هم ندارند ميدانند كه مرزهاي امنيتي و منافع ملي شان در محدودۀ مرزهاي جغرافيايي شان نيست، نگاهي به كمكهاي بيش از ۵۰ ميليارد دلاري امريكاي مسيحي به اسرائيل يهودي! بيندازيد ( يادمان نرود كه مسيحيان معتقدند مسيح را يهوديان به صليب كشيدند و به طور سنتي نفرتي در حد نفرت شيعيان به يزيد، از آنان دارند) و براي خودتان توضيح دهيد كه مگر صهيونيستها به چه درد دنيا و آخرت آمريكا و اروپا و بويژه شهروندانشان خوردهاند. ۸. فلسطينيها حتي اگر براي خودشان هم نجنگند و وظيفۀ مسلماني و انساني ما در ياريشان نباشد، اگر درك متوسطي از امنيت و منافع ملي داشته باشيم، سربازاني كه فقط با اندك حمايتي حاضرند دشمن ما را در خاكريزي دور از مرزهاي ما زمينگير كنند را بايد ستود و ... اگر دين نداريم و آزاده نيستيم فرض كنيم داريم براي مبارزه با دشمنمان براي مين ريزي هزينه ميكنيم . پوزش ميخواهم از انسانهاي مظلوم فلسطيني به خاطر اين تشيبه. ۹. مطابق قرآن كريم انفال و ثروتهاي عمومي بايد در اختيار مسلمانان باشد نه عربستانيها يا ايرانيها، در رعايت دستورات الهي بكوشيم. ۱۰. حتي اگر نفت مال ما بود و به شدت بدان نياز داشتيم باز هم خداوند ميفرمايد: "و بر خود مقدم ميدارند در حاليكه خودشان نياز مبرم بدان دارند و هر كس از خست و بخل نفسش حفظ شود پس آنها رستگارانند" ۷ اين آيه را با چراغي كه به خانه ... مقايسه كنيم. از انعكاس نظرات ضعيف معذوريم . در ضمن در فرصت مناسبي و با كمك شما مقاله را اصلاح و تكميل مي كينم
ــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱." تا آنگاه كه (فرعون) در شرف غرق قرار گرفت (پس) گفت: ايمان آوردم كه معبودي جز آنكه بني اسرائيل ميپرستند نيست و من از مسلمانانم" : "... و انا من المسلمين " يونس/۹۰ ۲. " و آنگاه كه از پيامبران پيمان گرفتيم كه اگر كتاب و حكمت به شما دادم سپس رسولي آمد كه تصديق كنندۀ آنچه با شما بود، قطعاقطعا بايد به او ايمان بياوريد و حتما حتما بايد او را ياري كنيد! (آنگاه) فرمود: آيا اقرار كرديد و پيمانم را بر اين امر پذيرفتيد؟ گفتند: اقرار كرديم. (پس) خداوند فرمود : پس گواهي بدهيد و من هم با شما از گواهي دهندگانم" آلعمران/۸۱ ۳. ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الارض لله يو رثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين. انبياء ۱۰۵. يا قوم ادخلوا الارض المقدسة التي كتب الله لكم... مائدة /۲۱ ۴. ... و ضربت عليهم الذلة و المسكنة و بائوا بغضب من الله ... بقرة/۶۱ ۵. تكافؤ ادله يعني اينكه بدون بررسي ارزش دليل هر كدام از طرفين، بگوييم: خوب! هر دو دليل دارند ديگر. دليل داريم تا دليل. بايد دلايل را بررسي كرد، نه فقط به دليل داشتن اكتفا كرد. ۶. " و ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها واجعل لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا " ۷۵/نساء. ۷. "و يؤثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئل هم المفلحون حشر/۹" |
||
|
|
|
|
|
با سلام از اينكه در اين مدت نتوانستم پنجرهام را به روز كنم متأسفم، فكر ميكنم اگر به روز نشويم بهروز نميشويم. اين شعر را كه در توصيف يكي سرودهام تقديم ميكنم تا ان شاء الله پس از امتحانات تا ۲۰ تير يك مطلب تير تقديمتون كنم ، دربارۀ رابطه ايران و فلسطين.
آب هم درماندن باتلاق ميشود مردي كه در ادامۀ خود باتلاق داشت نفسي كه با ابوسفيان همكلاس بود از عمرو عاصهاي جهان ارتزاق داشت از آن تبختر و منياش، نطفههاي نا مشروع فتنه بسته شد و اتفاق داشت در گرگ و ميش فهم شما شكل ميگرفت و يك نفر كه نقد بر اين باتلاق داشت و صبح جمعهها چقدر ندبه ندبه بود درك دقيقي از شب سرد فراق داشت مصباح سبحه بر كف شمشير در دهان صد تبصره به ريشۀ اين افتراق داشت مثني اگر نه، مرد فرادا بلند شد مردي كه در نفس نفسش احتراق داشت تأكيد كرد: هان كه كسي ۶ هزار سال ركن نظام! بود و ليكن نفاق داشت آري كلاغ قصّۀ ما مرد نيست باز مردي كه در ادامۀ خود باتلاق داشت
|
||