با آنكه توي سفرۀ خود نان نداشتيم ................ هرگز به مرگ مزرعه ايمان نداشتيم
با خون و اشك مزرعه سيراب ميشد، آه .... خورشيد شاهد است كه باران نداشتيم
مردم در سالهاي تورم پيدرپي ۲۵و ۵ . ۴۹ درصدي زير چرخ بيرحم بيتدبيري كارگزاران جان كندند، اما به مهتاب بد نگفتند: ما نيز بد نگوييم به مهتاب اگر تب كرديم.
تورم به معناي افزايش قيمت كالا در برابر پول اعتباري پديدهايست كه كشور ما نيز درگير آن است. برآنيم كه با ارائه منشأهاي تورم در كشور، ارزيابي واقعبينانهاي نسبت به آن داشته باشيم.
همانطور كه ميدانيد نرخ تورم ، بر پايۀ ميانگين افزايش قيمت ۳۵۹ كالايي كه در سبد خانوار نقش مهمتري دارند، محاسبه ميشود. تورم دو گونه است:
۱. تورم مثبت ( ناشي از افزايش فعاليت عمراني) و تورم منفي كه خود دو گونه است:
۲. تورم توهمي(كه ناشي از شايعه و ايجاد احساس تورم است) و تورم واقعي. تورم واقعي خود دو منشأ دارد: الف: تورم تحميلي از خارج كه خود بر سه فسم است:
۳. افزايش قيمت جهاني: طبق گزارش صندوق بينالمللي پول قيمت ۷۰ كالاي اساسي از ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ كه عمدتا نهادههاي كشاورزيند بين ۲۰ تا ۴۲۰٪ تورم داشتهاند. طبق گزارش آقاي داودي ۲۵. ۱۹٪ تورم بدليل تورم در بخش خوراك است: ۳.۳۷ =۱۰۰ ÷ (۵. ۱۷×۲۵. ۱۹).۱
۴. افزايش تحريمها به دليل الف. بازگشت به شعارهاي انقلاب. ب. اسلام هستهاي. ج. بازپسگيري ثروتهاي سياسي و فرهنگي كه دولتهاي پيشين به بهانۀ امتياز اقتصادي جراج كردند.
ب: تورم با منشأ داخلي، كه خود سه گونه است:
۵. تورم سياسي مافياي قدرت كارگزاران بد و مروانگونۀ نظام كه حاضرند پشت نظام را بشكنند حتي اگر به فيمت شكستن كمر مردم باشد.
۶.تورم فرهنگي: تورم تجملي و تورم مصرفزدگي و اسراف۲ كه منشأ اين دو ، سياستهاي فرهنگي دولت كارگزاران و توسعۀ سياسي است. و سومي آن هم تورم با منشأ اقتصادي كه خود بر دو شاخه است: الف. ساختار اقتصاد گذشته كه خود بر سه شاخه است:
۷. اقتصاد بيمار ناشي از رژيم پهلوي، ضرر هزار مليارد دلاري جنگ و نقدينگي انباشته شده در زمان جنگ كه در دورههاي بعدي هم نه تنها كاسته نشد بلكه انباشتهتر هم شد، و سياست توسعۀ غيراسلامي و غيربومي تيم كارگزاران در ۱۶ سال گذشته(نظام برنامه و بودجه، بانكداري ربوي و سود؟ بالاي بانكها، بزرگ شدن دولت با راهاندازي هزاران شركت بيخاصيت و مضر.
ب: ساختار اقتصاد دولت نهم كه خود ناشي از دو عامل است: الف. اوضاع تحميلي به اين دولت كه شامل چند بخش است:
۸. دستور آزادسازي و افزايش قيمتها از سوي متمن - مجمع تشخيص مصلحت نظام- براي رسيدن به قيمتهاي جهاني و عضويت در سازمان تجارت جهاني.

۹. آزادسازي صادرات كه خود ميتواند عامل كاهش عرضه داخلي و تورم شود. بويژه وقتي قيمتهاي جهاني زياد باشد، عامل اسمزي، كار خود را ميكند.
۱۰. تحميل برخي وزرا و مديران سطح كلان. به صورت مستفيم يا غيرمستقيم: حذف نيروهاي حزب اللهي و معتقد به برنامههاي اسلامي و بومي در طي ۱۶ سال و لذا مواجهۀ دولت نهم با بدنۀ خاص مديريتي كه با فرهنگ مديريت دولت اسلامي ناهمخوان است.
۱۱. عمل نكردن "دولت شعار" به وظايفي كه در ساخت مسكن به عهده داشت. ۹۵. ۱۹٪ تورم موجود معلول افزايش قيمت مسكن است. ۵. ۳=۱۰۰ ÷ (۵. ۱۷×۹۵. ۱۹ )۳
۱۲. بالاترين ورودي سنين ۲۰ تا ۳۰ سال - كه سن مطالبه شغل، ازدواج و مسكن است- درسالهاي ۸۶ و ۸۷ بوده است.
ب: ۱۴. اشتباه دولت نهم: در اعطاي وام خريد مسكن.
آنچه گفته شد فقط بخشي از عوامل تورمزا بود. با اينكه اكثر عوامل تورمزا در دولت اسلامي نهم تشديد شده است _تورم توهمي، افزايش قيمت جهاني، افزايش تحريم، مافياي قدرت، تجملات و مصرفزدگي، دستور متمن بر آزاد سازي قيمتها و صادرات، نقطۀ اوج جمعيت جوان، انباشت نياز به مسكن و ... - به حمدالله كمترين ميزان تورم در ۳ سال رياست جمهوري در اين دولت بوده است.۴ .
ميزان كم يا زياد تورم نشانگر سطح بالا يا پايين رفاه و رشد اقتصادي نيست. چون تورم زاييدۀ عوامل مختلفي است و كاهش آن هم دلايلي (افزايش بودجۀ جاري، يارانه يا ...) دارد كه لزوما نشان سطح بالاي رفاه يا رشد اقتصادي نيست. متأسفانه برخي موفقيت اقتصاد يك كشور را در ميزان رشد تورم ميدانند! آيا ميپذيريم كه مثلا نيجر كه تورمش را صفر اعلام كردند از نظر مديريت اقتصادي قويتر از كشورهاي اروپايي است؟
براي جلوگيري از توهين، مطالب نامربوط يا فاقد نكته و اتلاف وقت خوانندگان، ازتایید هر مطلبی معذوريم
ـــــــــــــــــــــــــــ پينوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱و۳: يعني ۸۶. ۶٪ تورم بدليل بخش مسكن و خوراك است كه دولت نقش چنداني در آن ندارد. و بدون اين دو، تورم در حد همان ميزان پيش بيني شده يعني ۹.۹ ميشود.
۲. مقام معظم رهبري در سفر فارس بر اسراف گريزي در مبارزه با تورم تأكيد كردند.
۴. آمار تورم سالهاي مختلف:
۵۱ : ۹.۱ ........۵۲ : ۸.۲........۵۳ : ۱۵.۴ ........۵۴ : ۶.۷ ........۵۶ : ۲۶.۳........۵۷ : ۸.۳ . ۵۸ : ۱۱.۵........۵۹ : ۲۳ ........۶۰ : ۲۳.۲ ........۶۱ : ۲۰.۵......۶۲ : ۱۳.۳ .......۶۳ : ۱۱.۷ .۶۴ : ۶ ............۶۵ : ۲۲.۹ .......۶۶ : ۲۸.۴ .......۶۷ : ۲۸.۲.......۶۸ : ۱۷.۹ .......۶۹ :۸.۸ .۷۰ :۲۰.۴.... ..۷۱ : ۲۲.۶........۷۲ : ۲۳.۹... ....۷۳ : ۲۵ ...... ..۷۴ :۴۹.۵... ...۷۵ : ۲۳.۱ ۷۶: ۱۷.۴ .۷۷ : ۱۸ ..........۷۸ : ۲۰.۱.... ...۷۹ : ۱۲.۴.... .۸۰ : ۱۱.۴........۸۱ :۱۵.۸ .۸۲ : ۱۵.۶ ۸۳ : ۱۵.۲....... ۸۴ : ۱۲.۱.... ..۸۵ : ۱۲.۶... ...۸۶ : ۱۷.۵
نمونۀ زشت و تحريفآلود اين مغالطه، تكرار كور ميزان راي ملت است۱ ميباشد. كه برداشت حقيرانه و مشركانۀ دموكراتيك را تداعي ميكند. آيا آقاي خميني ره گفته است كه ملت هر چه بگويد ميزان است؟ كدام ملت ميزان است ملتي كه با اسلام ميزون است يا هر ملتي۲؟
آيا اين جملۀ امام خطاب به مردمي كه به جمهوري اسلامي آري گفتند (۹۸٪رأي دهندگان) و عتاب به آنان كه ضد جمهوري اسلامي شيطنت ميكردند( قضيۀ خارجيه) نيست۳؟ پس چرا به عنوان يك قضيۀ حقيقيه و بدون قرائن حالي و مقالي و موهم شرك دموكراتيك بكار ميرود؟ آيا آقاي خميني ره مشرك بود؟ ميزان خداست و هرچه همرنگ آن باشد نه چيز ديگر .

چون مجال اين پنجره طرح و نقد تمام مطالب نامۀ ش. سعدي نیست، به مواردي اشاره ميكنيم:
مغالطۀ چند وجهي دربارۀ جريان خلافت امام علي عليه السلام
۱. از كجا فهميديد كه اكثريت مردم با علي ع نبودند. و از ترس وليد و كودتاچيانِ شمشير به دست، زبونانه در خانه خزيدند و زبونانه تاريخ را تاريك كردند.
۲. علي و ياران ويژهاش برخلاف برخي كه زير اكثريت سقيفه رفتند، با آنها بيعت نكردند. پس مطابق منابع قطعي تاريخ علي ع دموكرات نبود و فاطمه و محسن هم اولين چريكهاي مبارزه عليه دموكراتها! بودند.
۳. علي ع هم اگر فقط تعداد اندكي- كه در روايت امام صادق ع ۴۰ نفر گزارش شده - ياور داشت چنان عليه اكثريت! طوفان ميكرد كه باور دموكرات بودن علي ع از ذهن بياطلاع برخي پاك شود.
پس ش. سعدي علاوه بر آنكه الفباي سياست اسلامي را نميداند، الفباي تاريخ اسلام را هم نميداند. حتي الفباي علوم سياسي غربي هم اين است كه تحليلي به اين مهمي كه آن همه بر آن تأكيد ميكند مبتني بر يك نظر سازي مفتضح سياسي نباشد.
دربارۀ القاب ساختگي علما بايد يگويم: أتجادلونني في أسماء سمّيتموها أنتم و آبائكم ما نزّل الله بها من سلطان... ۷۱ اعراف: آيا در نامهايي كه خود و پدرانتان آنها را انتخاب كرده ايد با من مجادله ميكنيد؟
اصلا عبارت حجة الاسلام و المسلمين غلط است. چطور ميشود غير معصومي بر اسلام حجت باشد؟! اين نامگذاريها معيار درست شرعي ندارد. و همان معيار مخدوش عرفي هم كه دارد درست به كار برده نميشود. چه بسا حجه الاسلامي كه چندين آيت الله هم به گردش نميرسند. بد نيست بدانيم كه قبل از انقلاب آقاي شهيد صدوقي به آقاي خامنهاي ميگفتند آيت الله.
اما تنها ايراد معقول ش. سعدي :شرط رهبري در قانون اساسي ۱۳۵۸ مرجعيت هم بوده است كه در بازنگري سال ۶۸ حذف شد. پيش از إعمال بازنگري و همه پرسي كسي به رهبري برگزيده شده است كه مرجع تقليد نيوده است. چرا؟
۱. قانون اساسي محصول فكر غيرمعصومانه بشر بودهاست. و يكي از دلايل بازنگري هم همين است.
۲. اما قران محصول خالق بشر و بيعيب است.
۳. نص قران و روايات بسياري بر حرمت أكل مردار و خون و خوك و .... است: أنما حرّم عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير و ... بقره ۱۷۳ .
۴. نص قانون ناقص بشري، بر شرط مرجعيت براي رهبر بوده كه اتفاقا معلوم شد اشتباه بوده است.
۵. وقتي در شرايط اضطراري ميتوان خلاف نص پر تكرار، صحيح و آشكار قران و روايات عمل كرد: فمن اضطرّ غير باغ و لا عاد فلا إثم عليه . بقره ۱۷۳ ، چرا نشود خلاف نص مخدوش بشري عمل كرد؟ همانطور كه مطابق ادعاي ش. سعدي امام در جنگ چنين كردهبود. اگر اضطرار در شرايطي ميتواند حكم خدا را مباح كند چرا در شرايط ديگر نتواند؟: الضّرورات تُبيح المحظورات.
۶. مشروعيت قانون اساسي به تأييد وليّ فقيه بوده است و مقيوليتش به رأي مردم حالا ببينيم مشروعيت رهبري آقاي خامنهاي حفظه الله مشكل دارد يا مقبوليتش:
الف. وليّ امر ره فرمان بازنگري و موارد آن ( از جمله حذف شرط مرجعيت از رهبري) را صادر كرده بودند و چون حكم وليّ، برخلاف وكيل، پس از مرگش هم معتبر است، پس رهبري آقاي خامنهاي بحران مشروعيت ندارد.
ب. مقبوليت ايشان هم كه مطابق قاعده بايد پس از آن حاصل شود كه با رأي مردم حاصل شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱و۳. صحيفه نور ج 7: سخنراني امام درتاريخ : 25/3/58
مخالفين ما با رفراندم مخالفت كردند و كـارشـكـنى كردند لكن ملت ما با نيروى ايمان پيش برد. ... آنهايى كه شكست خورده اند در آن مراحل ، مى خواهند در اين مرحله [تدوين و همهپرسي قانون اساسي] خرابكارى كنند... مـى خواهند نگذارند قانون اساسى بر طبق آنطورى كه اسلام حكم مىكند تـصـويـب شـود. بـايـد حـقـوقـدانهـاى غـربـى نـظر بدهند؟ ملت اسلام، ملت ايران نمى تواند تابع هواى نفس شما باشد، نمىتواند قرآن را كنار بگذارد و قانون اساسى غربى را قـبـول كـنـد. ميزان، راى ملت است. ... ما حتما بايد تابع طرح هاى غربى باشيم؟ قانون اساسى را هم آنها بـنـويـسـنـد؟ غربزدهها راى بدهند؟ آقـايـان مـى گويند كه ملت بياطلاع است، من مىگويم شما بىاطلاع هستيد. اگر ملت بىاطـلاع اسـت، شـمـا بـى اطـلاعتـر هـسـتيد، براى اينكه در اينجا اطلاعات اسلامى مىخواهد و بعضى از شما نمى داند نماز چند تاست . چرا ملت ما اطلاع ندارد؟ چرا اهانت به ملت مىكنيد. اين بخش عين عبارات امام ولي خلاصه شدۀ آن است.
۲. «نظر آن ملتى كه نهضت را بوجود آورد و قدرت هاى بزرگ را شـكـسـت و بـعـد از ايـن هـم دنـبـال هـمـيـن قـدرت[اسلام] خـواهـد بـود، ميزان است. نظرهاى ديگران اگر موافق با نظر اينهاست، اگـر دنـبـاله اسـلام اسـت، اگـر بـا حـفـظ اسـلام و احـكـام اسلام است، اهلا و مرحبا و اگر انحراف است، آنها بايد بروند آنجائى كه قبلا بوده اند. صحيفۀ نور ج 7 : با كمي تلخيص
